انتشار کتاب «معماران ایران (جلد دوم)»
تاريخ : جمعه 5 مرداد 1397 | 14:17 | نویسنده : ابراهیم محمدی
'} ];

اختصاصی، معمارنیوز- انتشار کتاب «معماران ایران (جلد دوم)»

ناشر: انتشارات تیس، انجمن مفاخر معماری ایران
زیر نظر: سید علیرضا قهاری
مدیر اجرایی: انوشه منصوری
عکاس: جاسم غضبانپور
مدیریت انتشار: ویدا زرکشان اصفهانی
طراح گرفیک و صحنه آرا: بهروز متین صفت
گردآوری رزومه و آثار: دبیرخانه انجمن مفاخر معماری ایران
ترجمه: فرانک فردیس
تاریخ انتشار: ۱۳۹۷
تیراژ: ۱۰۰۰ نسخه
قیمت: ۲۲۰/۰۰۰ تومان

پیش در آمد:
معماران و انتظارات جامعه
” سیر تحولات در دنیای معاصر، معماری ما را با مجموعه منحصر به فردی از تهدیدها و فرصت ها مواجه کرده است، مجموعه ای که مسائلی از قبیل گسترش دید معماران جوان، تسریع نوآوری، ادغام تفکر سیستمی با برنامه‌های آموزشی و مواجهه با نیازهای انسان معاصر را در بر می‌گیرد. در حالی که انتظار می رود تا دانشگاه‌ها بسیاری از مشکلات در این حوزه را که خودشان نقشی در ایجاد شان داشته اند، شناسایی کنند و برطرف سازند، هر روز انتقادها به مدارس معماری بیشتر می شود که چرا در وظیفه اصلی خود عملکرد ضعیفی دارند و با این فرایند در تربیت معماران، مدام بر مشکلات شهر ها افزوده می شود. در برخی جوامع نیز نوک پیکان انتقادات متوجه معماران دانش اندوخته و گاه متقدمی است که پیش از این از دانشگاه های داخل و خارج از کشور فارغ التحصیل شده و سالهاست بازار اشتغال، حرفه و نهادهای فرهنگی را در اختیار دارند. از سوئی دیگر آنچه که همواره ذهن فعالان فرهنگی اجتماعی و نیز پژوهشگران فرهنگ و هنر را به خود مشغول کرده است این پرسش بنیادین است که چرا وضعیت معماری کشور، این چنین نابسامان، بی نظم، پریشان حال و در یک کلام سردرگم است. دلیل این همه آشفتگی از کجا میتواند نشأت گرفته باشد. تنها توجیهی که تفکر سنتی برای این همه آشفته بازاری می‌آورد این است که فرهنگ و جامعه دو مقوله به هم تنیده و جدا نشدنی هستند که در یک روند کنش و واکنشی، بر روی یکدیگر تأثیر انکار ناپذیر دارند. واقعیت این است که این توجیه برای پاک کردن صورت مسئله مفید است، اما ما را به نتیجه مطلوبی رهنمون نمی‌کند. چرا که اولاً از یک طرف نمی توان استعدادهای نهفته در جامعه را نادیده گرفت و ثانیاً قرار نیست نقشه تاریخی کاهلی و تساهل که در وجود جامعه نهادینه است را یکسره فراموش کرد. معماران ما برای بسیاری، صاحبان استعدادی هستند که وجه تمایز ایشان برای فرهنگ بخشی به کالبد شهرها به حساب می آید. اگرچه خود با این تعریف موافق نیستند و آن را گمراه کننده می دانند، اما بر این اصل اذعان دارند که معماری می‌تواند به صورت الگوی نظام‌مند، افکار، احساسات و رفتارهای مخاطبان را به شکلی مولد و موفق به کار گیرد.

باید بپذیریم که مدارس معماری به عنوان یک نهاد آموزشی می‌تواند و باید به سازمان یادگیرنده تبدیل شود. این سازمان به دلیل ماهیت پویندگی اش با سایر نهادها اجتماعی-فرهنگی باید ارتباط تنگاتنگ برقرار کند و در این روند، فضایی ترسیم نگردد که از سوی استادان و دانشجویان در کلاسهای درس، تجربه و زیسته می‌شود. این تلاش سازنده میان مدرسه و جامعه امکان مشارکت نظرات و دیدگاه‌های مختلف را در درون خود به وجود می‌آورد و خواهد توانست (نه جدا از جامعه) معماری را دچار تحول کند.

هیچ کس به درستی نمی داند که چندین سال بعد و زمانی که معماران جوان از دانشگاه‌های خود فارغ التحصیل می‌شوند، فضای جامعه چگونه خواهد بود، تنها چیزی که میدانیم این مطلب است که واقعیت آینده با آنچه امروز ما به آن می اندیشیم بسیار متفاوت است. در اینجا می توانم به نقل قول از یکی از معماران برجسته معاصر اشاره کنم که: “آیا تمام هدف ما این است که مدارس معماری را نسل ما به یاد می‌آورد، دوباره برای نسل های جدید بازآفرینی کنیم؟” آیا واقعا در نظر داریم در مقابل موج شتابان تغییراتی که در مسیر فرهنگ ملت‌ها قرار دارند، مقاومت کنیم تا مدارس مان با روش های قدیمی که معلمان بلد هستند، منطبق و هماهنگ باشند؟ چالش اصلی، مدیریت فرهنگی کشور، امروز کدام است؟ مشارکت استدلالی و چرایی با آحاد جامعه، مشارکت فکری و چگونگی یا مشارکت رابطه ای و هویتی؟ واقعیت آن است که مشارکتی وجود ندارد و تصمیم‌سازان و تصمیم‌گیران، از این رویکردها گریزانند. آیا می توان با رفتار مستمر و ضرب آهنگ یکنواخت جامعه را به انجام فعالیت‌های فرهنگی مورد نظر تشویق کرد. انگیزه دادن به افراد برای تعهدی که برعهده می‌گیرند بسیار مهم است. رخدادهای اجتماعی می‌تواند انگیزه های جدید در افراد برای ایفای نقش موثرتر به وجود آورد. هر روز کنشگران فرهنگی تصمیم می گیرند که آیا می خواهند برای مشارکت در پیشبرد فرهنگ جامعه، قدم پیش بگذارند یا خیر؟ این تصمیم بسیار مهمی است. چرا که معرفی ایده ها و فعالیت های جدید، کاری بیش از نقش های تعریف شده برای حرفه مندان و نخبگان جامعه است. پذیرش مسئولیت اجتماعی (همچون سایر حوزه ها) معمولاً محل مناقشه و ابهام بوده و به ما گفته می شود که مسئولیت گریزی، طبیعت ثانویه ی ما هست! آیا به راحتی می توان این طبیعت به طبیعت مسئولیت پذیری تبدیل کنیم؟

معماری چگونه می تواند مکانی باشد که در آن نتوان، آن را به کسی یا چیزی نسبت داد؟ اگر هنر می‌تواند در هر ریخت و هر فرم خود، امکان چنین تجربه ای را پیش نهد، این اهل جائی بودن است که در معماری می‌تواند مناسب ترین یا شایسته ترین بهانه برای ورود به آن باشد. به سخن دیگر آنچه در معماری دلپذیر است، هماهنگی میان اجزای جهان بیرون و جهان درون و همراهی پهنه های فرهنگی-هنری با تفکر و قوه خیال خلاقانه است. پیچیدگی روابط معماری و فرهنگ را نمی توان تنها با تحلیلی استقرائی اجزا دریافت و با رویکردی کلی نگر است که می توان بر فرایندها، اصول و پیوند های ژرف آن پی برد. اگر به نسبت میان معماری و ظرفیت های زندگی انسان نگاه کنیم، درمی‌یابیم که میان زندگی ملموس و جهان‌بینی، روابط و کششی پنهان وجود دارد که تجربه زیسته، محل بروز آن است. اهل جائی بودن و نسبت وجودی با جایگاه برقرار کردن، همان گفتمانی است که سال‌هاست، اندیشمندان حوزه معماری سعی دارند، به نسل های جوان منتقل کنند.

گفتمانی که نیاز به احیای بستر رشد جامعه در ارزش های نهفته و منطبق بر سبک زندگی در جهان‌بینی ایرانی دارد و در لابلای صفحات این کتاب می‌توان آن را یافت، این کتاب همچنین می‌تواند الگویی باشد برای جوانانی که راه خود را در ارتقای معماری و فرهنگ این مرز و بوم برگزیده اند تحمل سختی هایش را به جان پذیرفته‌اند. ”
سید علیرضا قهاری

پیش گفتار کتاب:
به نام جان جانان
” این بار، اما مسئله طور دیگری بود؛
جلد اول کتاب معماران ایران، با همه فراز و نشیب اش، چاپ شده و در محافل نقل می شد. گروه تدوین کننده ی آن، البته سرخوش از پدید آوردن اثرشان بعد از سال ها، این طرف و آن طرف از جلسه رونمایی کتاب تا حضور معماران در نشست های نقد و گفتگو، از کتابی سخن می گفتند و می شنیدند که سال ها بعد (و اکنون نیز) مرجع پژوهشگران معماریمعاصر ایران به شمار می رود و هم سنگ آن در سایر رشته های علم و هنر، هنوز به چاپ نرسیده است. علیرغم وجود سختی ها و فرسایش بسیار در تهیه کتاب اول، آنان که از کتاب به هر دلیل جا مانده بودند با شور و انگیزه زیاد درخواست حضور در جلد بعدی، را داشتند، و ما بالاخره، چند صباحی بعد، بنا گذاشتیم که جلد دوم را در زمان مناسب با معماران دیگر (و البته جوانتر) تهیه کنیم.

اگرچه زمانه طرحی دیگر داشت؛
در زمانی کوتاه، کمتر از یکسال، گروه تدوین کننده جلد اول، از چاپ جلد بعدی به دلایلی انصراف داد و مدارک و اسناد آن روی دست ما ماند. باید منصرف می شدیم؟

پاییز و سفر به بوشهر به دعوت دانشگاه خلیج فارس، با جاسم غضبانپور آشنا شدیم. گفت که در کار چاپ کتاب هوشنگ سیحون است، جرقه ای بود، داستان کتاب معماران را گفتیم و ادامه کار را به او پیشنهاد کردیم. با روی خوش و بدون اما و اگر، تمام را پذیرفت. هنوز قرارداد نبسته بودیم، کار را آغاز کرد و به گرفتن عکس ها سرعت بخشید. با معمارانی که بینی شان سربالا بود، مشکل داشت، ولی به طریقی با آن ها هم کنار می آمد. حسن سلوک و آرامش او را در کمتر کسی سراغ دارم. گاهی دویست فریم عکس از یک نفر گرفته بود و بعد آن شخص عکس های بیشتری طلب می کرد! جاسم، انگار نه انگار، خم به ابرو نمی آورد، میگفت: من دوست معمار زیاد دارم، اخلاقشان را هم می دانم، ولی امان از این یکی … و لبخند می زد.

و اما … به ناگاه
سال ۸۸ برگ ریزان سختی پیش رو داشت، در تابستان!! ادامه کار را به پاییز سپرد، از کتابیان، گروهی ترک دیار کردند و آنانکه ماندند مات زده به سکوت پیوستند، سکوتی سرشار از ناگفته ها… و بدینسان چند سالی گذشت… و توقفی کامل!

می خواستم زمین و زمان را به هم بدوزم. امیدی در دلم سبز شده بود آن روز بهاری…
تا اندکی از بار مسئولیتم در قبال کتاب کم شود، می توانستیم کار را از سر بگیریم، چرا که نه؟ در مسیر یکی از جلسات هفتگی انجمن با خود گفتم، هر چه بادا باد، باور داشتم که این کار شدنی است، خس و خاشاک که تا ابد خشک نیستند، شاید تابش نوری در قطره ی شبنمی، بتواند شعله ورشان کند.
ز اوج اگرچه افتادم، ز آسمان نگسستم دل
نمانده بال و پری اما، هنوز عاشق پروازم

در جلسه آن روز، گفتگوها نفس گیر بود، دوباره کار ما آغاز شد، دیر اما زودتر از اینکه هرگز اتفاق نیفتد. همکه چیز اما باید از اول کلید میخورد. از آن ها که در آغاز آمده بودند، اندکی مانده بودند چند نفری هم دیگر نبودند، نه اینجا و نه آن سر دنیا!
جاسم می خواست کتاب را برای نمایشگاه کتاب سال ۹۵ برساند ولی هنوز مشکلاتی بر سر راه بود. گذشت زمان، رزومه ها را دستخوش تغییر کرده بود. چند نفری تازه به کتاب وارد شده بودند، و در مقابل کسانی را دسترسی پیدا نکردیم حتی با وجود گرفتن عکس…
انجام تغییرات در بخش های فنی، ویرایش، ترجمه و… (مانند هر کتاب دیگری) زمان بندی پیش بینی شده را بی اعتبار می کرد. ما این بار بهترین ها را در امور اجرایی به یاری خواندیم. روایت را بدان آوردم که آنچه در مورد طولانی شدن چاپ کتاب باید گفت به قضاوت شایسته، گفته شود.
مکن زغصه شکایت که در طریق طلب
به راحتی نرسید آن که زحمتی نکشید
ز روی ساقی مه وش، گلی بچین امروز
که گرد عارض بستان، خط بنفشه دمید

باز هم در این کتاب همه نیستند، اگر چه در جمع انجمن از چاپ جلد سوم کتاب هنوز ذکری به میان نیاورده ام، ولی امیدوارم روزی من یا کس دیگری، مسئولیت این کار را بپذیرد و با توش و توانی بایسته، آن را به انجام رساند. ”
….
انوشه منصوری

• فهرست معماران:
کامبیز آرامی
شهاب الدین ارفعی
منصور افتخاری
محمد علی افشار
غلامرضا اکرمی
یوسف انتظاریون
جلیل اولیاء
مهرداد ایروانیان
معزالدین ایمانی
محمدرضا بهشتی عسکری
نادر پگاه
دیهیم تاکی
محمد حسین جهانشاهی
بهروز چگینی
اسماعیل حشمتی افشار
عبدالرسول حیدریان
ژرژ دارش
سید عبدالهادی دانشپور
جهانگیر درویش
شهریار رخگر
داریوش زمانی
مهدی زندیه
حسین سلطانزاده
هما سوداگر ستارنژاد
سپیده شفائی
احمد شفیعی منفرد
سید محسن شهیدی
فریده صائبی
بهزاد صالحی
تورج صهی
پرویز طلائی
محمد عدالتخواه
بیژن علی آبادی
کارلین عیشو نژادیان
کورش فرزامی
محمدرضا قانعی
وحید قبادیان
فاطمه کاتب
حسین کارگر
بیژن کاموری مقدم
عنایت الله کلانترزاده
احمد گشایشی
علی نقی گلریز
سید احمد لطفی زاده
فرخ محمدزاده مهر
محمد مهدی محمودی
بهروز مرباغی
عمید مسعودی
مسعود مفاخر
مصطفی مقتدایی
انوشه منصوری
مجید مهاجر
سعید مهدی زاده
سیروس مهراندیش
حمید میرمیران
آرامازد نازاریان
حمید نبوی
فرخ نیرومند
هاشم هاشم نژاد
سید هاشم هاشمیان
محسن وفامهر
شهریار یقینی

دریافت تصویر
منبع خبر: www.MemarNews.com

مطالب معمارنیوز را در کانال تلگرام معمارنیوز دنبال نمایید.

هرگونه استفاده از مطالب اختصاصی این سایت بدون کسب اجازه کتبی پیگرد قانونی دارد.

share Memarnews content
Follow Memarnews

برچسب ها :